محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
187
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
وهابيها و حشويه حشويه فرقهاى از مذاهب اسلامى مىباشند كه عقايد خاصى دارند و مخالف معتزله « 1 » ،
--> ( 1 ) . شروع جنبش معتزله پاسخى بود به سؤالى كه درخصوص كسانىكه مرتكب گناهان كبيره مىشوند مطرح مىشد . خوارج مىگفتند : همه مرتكبان گناهان كبيره كافرند . و مرجئه مىگفتند : آنان مؤمناند زيرا به عقيده آنها ، هر معصيتى كه با ايمان قلبى شخص همراه باشد ، ضررى ندارد . شهرستانى خلاصه اين مطلب را اينگونه بيان مىكند : شخصى نزد حسن بصرى رفت و گفت : اى پيشواى دين ! در زمان ما گروهى ظاهر شدهاند كه مرتكبان گناهان كبيره را كافر مىدانند و گناه كبيره به اعتقاد آنها ، كفر محسوب مىشود و شخص با انجام آن از دين خارج مىشود . و كسانىكه مرتكب گناهان كبيره مىشوند ، مورد تهديد خوارج هستند . گروهى نيز آنها را اميدوار مىكنند و معتقدند كه انجام گناه كبيره به همراه ايمان ضررى ندارد . و براساس مذهب آنان ، اعمال انسان از اركان ايمان محسوب نمىشود و هيچ گناهى با وجود ايمان ، زيانبخش نيست همانطور كه هيچ طاعتى باوجود كفر مفيد و سودمند نيست . آنان گروه مرجئه هستند ، شما در اين مورد چه فتوايى مىدهيد ؟ حسن در اين مورد فكر كرد و قبل از اينكه پاسخ بدهد ، و اصل بن عطا گفت : من نمىگويم كسىكه مرتكب گناه كبيره شده ، مؤمن مطلق و يا كافر مطلق است ، بلكه چيزى بينابين اين دو است سپس برخاست و به يكى از ستونهاى مسجد تكيه داد در حالى كه به گروهى از اصحاب حسن بصرى پاسخ مىداد . حسن گفت : « اعتزل عنا و اصل : و اصل بن عطا از ما كناره گرفت » . پس او و يارانش معتزله ناميده شدند سپس و اصل به اين گفتهاش كه « مرتكب گناه كبيره چيزى بين مؤمن مطلق و كافر مطلق است » اصول ديگرى اضافه كرد . رجوع كنيد به الملل و النحل : 1 / 48 ، الحور العين : 177 ، البدء و التاريخ : 5 / 142 ، المعتزله و اصولهم الخمسة و موقف اهل السنة منهم : 14 - 21 .